|||| نوې ليكنه |||| دانتخاباتوپه اړه دپوهني وزارت اعلاميه   |||| نوې ليكنه |||| دايې ستره نښه ده ... نقيب قريشي   |||| نوې ليكنه |||| ترهګرته ... مینه صابر   |||| نوې ليكنه |||| پروردګاره ... زرلښته حفيظ   |||| نوې ليكنه |||| غزل ... فاطمي   |||| نوې ليكنه |||| دارزښت وړ یی چی ارزښت ورکوی   |||| نوې ليكنه |||| آیا ریښتنې معجزه پیژنې ؟   |||| نوې ليكنه |||| داستاد اسد آسمایي دیاد کتاب خپریږي   |||| نوې ليكنه |||| ګران اومحترم ورورامین زی صیب   |||| نوې ليكنه |||| دداستان پيل … 1 څپرکی   |||| نوې ليكنه |||| غزل ... انعا م الله ګوهر   |||| نوې ليكنه |||| دشعبان په پنځلسم بايدڅه وکړو؟   |||| نوې ليكنه |||| د کابل کانفرانس او نړیوالی ژمنی   |||| نوې ليكنه |||| غزل ... نقيب احمد قريشي   |||| نوې ليكنه |||| روڼ څاڅکي ته ځغلنده شاعرانه نظر   |||| نوې ليكنه |||| دافغانمل ویبلاګ «پښتانه »پرلیکه سو   |||| نوې ليكنه |||| افغانستان کیوکوشین کان کراټې ډوسازمان   |||| نوې ليكنه |||| غزل ... صفی الله سمون جرمنی   |||| نوې ليكنه |||| د(م.ک.ټ.ب) د15 اوونيزې غونډې رپوټ   |||| نوې ليكنه |||| دشعبان مياشت
دویب پاڼې غورنۍ
کـــورپـــاڼـــه
اسلامي ليکنې
ټولنيزې،ادبي اوکلتوري ليکنې
داستانونه اوناولونه
نـــيـــمـــه نـــړۍ
دمیدان ځوانان ټولنه
دملګرواندونه
كمپـــيــوټــر او انټــرنــټ
کـــتـــابــــتـــون
دخیال هېنداره
دامې دباباوطن
مرګيه تاهم ناځواني کړې ده
مطالب دري
روان پــــوهــــــنــــــه
ادبــي مركــې
خبرتیاوې اوپیغامونه
اقتصاد،اداره اومديريت
پـــروگرام هاى انجینری
پروگرام انجینری سف
انــجيــنــري پروګرامونه
اړيــکــي
نورې پاڼې
پښتوبېلابېلې وېبپاڼې
كارموندنه (اکبر) وېبپاڼه
افغان ادبي بهيروېبپاڼه
لوړوزده کړووزارت وېبپاڼه
مېرمن بهيروېبپاڼه
سعيدافغاني وېبپاڼه
سمسوروېبپاڼه
سلگۍ وېبپاڼه
تاندوېبپاڼه
نړيوال ويبپاڼه
لونګوځونډى وېبلاک
مينه وېبلاک
مورچل وېبپاڼه
پیمانه وېبلاک
څانګه اماج وېبپاڼه
غورځنګ وېبپاڼه
خبریال وېبپاڼه
ژړاوېبلاک
مستانه سندرې وېبپاڼه
پوهندوست وېبپاڼه
دعوت وېبپاڼه
پښتونځاروېبلاک
لونګ وېبلاک
رومال وېبپاڼه
که پښتو؟
پـــــرې ویـــــــاړو
3.JPG
Advertisement
  - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - ترهګرته ... مینه صابر   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - پروردګاره ... زرلښته حفيظ   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل ... فاطمي   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل ... انعا م الله ګوهر   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل ... نقيب احمد قريشي   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل ... صفی الله سمون جرمنی   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل ... بشرمل ناصر   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غـــزل ... طالب مـــــنګل   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل … نقيب احمد قريشي   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - ورکه ماضي ... طاير ځلاند   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل ... نو رعلی شاه ځلبلاند   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل ... بشرمل ناصر   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل … مینه صابروردګ   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - بدقسمته ښځه ... زرلښته حفيظ   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - اتل سالارته ... نورعلی شاه ځلبلاند   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - غزل ... طالب منګل   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - ډالۍ کړي ... مينه صابروردګ   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - ای صبح کی میائی ... شکرالله طاهري   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - سلاح په پارلمان ... مليار   - |||| - - |||||||| - نوی شعر - |||||||| - - |||| - چېرې مه ځه بې له مانه … عايشه رڼامومند
آغاز يک زن ... لینا روزبه پي ډی اف چاپ چاري برېښناليک
لینا روزبه   
Tuesday, 09 February 2010

 

آغاز يک زن

مي گويند
مرا آفريدند
از استخوان دنده چپ مردي
به نام آدم
حوايم ناميدند
يعني زندگي
تا در کنار آدم
يعني انسان
همراه و هصدا
باشم

مي گويند
ميوه سيب را من خوردم
شايد هم گندم را
و مرا به نزول انسان از بهشت
محکوم مي نمايند

بعد از خوردن گندم
و يا شايد سيب
چشمان شان باز گرديد
مرا ديدند
مرا در برگ ها پيچيدند
مرا پيچيدند در برگ ها
تا شايد
راه نجاتي را از معصيتم
پيدا کنند

نسل انسان زاده منست
من
حوا
فريب خوردۀ شيطان
و مي گويند
که درد و زجر انسان هم
زاده منست
زاده حوا
که آنان را از عرش به خاکي دهر فرو افکند

شايد گناه من باشد
شايد هم از فرشته اي از نسل آتش
که صداقت و سادگي مرا
به بازي گرفت و فريبم داد
مثل همه که فريبم مي دهند
اقرار مي کنم
دلي پاک
معصوميت از تبار فرشتگان
و باوري ساده تر و صاف تر از اب هاي شفاف جوشنده يک چشمه دارم

با گذشت قرن ها
باز هم آمدم
ابراهيم زادۀ من بود
و اسماعيل پروردۀ من

گاهي در وجود زني از تبار فرعونيان که موسي را در دامنش پروريد
گاهي مريم عمران، مادر بکر پيامبري که مسيح اش ناميدند
و گاه خديجه، در رکاب مردي که محمد اش خواندند

فاطمه من بودم
زليخاي عزيز مصر و دلباخته يوسف هم
من بودم
زن لوط و زن ابولهب و زن نوح
ملکه سبا
من بودم و
فاطمه زهرا هم من

گاه بهشت را زير پايم نهادند و
گاه ناقص العقل و نيمي از مرد خطابم نمودند
گاه سنگبارانم نمودند و
گاه به نامم سوگند ياد کرده، و در کنار تنديس مقدسم
اشک ريختند
گاه زندانيم کردند و
گاه با آزادي حضورم
جنگيدند و
گاه قرباني غرورم نمودند و
گاه بازيچه خواهشاتم کردند

اما حقيقت بودنم را
و نقش عميق کنده کاري شده هستي ام را بر
برگ برگ روزگار
هرگز!
منکر نخواهند شد

من
مادر نسل انسان ام
من
حوايم، زليخايم، فاطمه ام، خديجه ام
مريمم
من
درست همانند رنگين کمان
رنگ هاي دارم روشن و تيره
و حوا مثل توست اي ادم
اختلاطي از خوب و بد
و خلقتي از خلاقي که مرا
درست همزمان با تو افريد
پس بياموز تا سجده کني
درست همانطور که فرشتگان در بهشت
بر من سجده کردند
بياموز
که من
نه از پهلوي چپ ات
بلکه
استوار، رسا و همطراز
با تو
زاده شدم
بياموز که من
مادر اين دهرم و تو
مثل ديگران
زاده من! .

*   *   *

*مي گويند
مرا آفريدند
از استخوان دنده چپ مردي
به نام آدم
حوايم ناميدند
يعني زندگي
تا در کنار آدم
يعني انسان
همراه و هم صدا
باشم
*
مي گويند
ميوه سيب را من خوردم
شايد هم گندم را
و مرا به نزول انسان از بهشت
محکوم مي نمايند بعد از خوردن گندم
و يا شايد سيب
چشمان شان باز گرديد
مرا ديدند
مرا در برگ ها پيچيدند
مرا پيچيدند در برگ ها
تا شايد
راه نجاتي را از معصيتم
پيدا کنند
*
نسل انسان زاده منست
من
حوا
فريب خورد? شيطان
و مي گويند
که درد و زجر انسان هم
زاده منست
زاده حوا
که آنان را از عرش عالي به دهر خاکي فرو افکند
*
شايد گناه من باشد
شايد هم از فرشته اي از نسل آتش
که صداقت و سادگي مرا
به بازي گرفت و فريبم داد
مثل همه که فريبم مي دهند
اقرار مي کنم
دلي پاک
معصوميتي از تبار فرشتگان
و باوري ساده تر و صاف تر از آب هاي شفاف جوشنده يک چشمه دارم
*
با گذشت قرن ها
باز هم آمدم
ابراهيم زاد? من بود
و اسماعيل پرورد? من
گاهي در وجود زني از تبار فرعونيان که موسي را در دامنش پروريد
گاهي مريم عمران، مادر بکر پيامبري که مسيح اش ناميدند
و گاه خديجه، در رکاب مردي که محمد اش خواندند
*
فاطمه من بودم
زليخاي عزيز مصر و دلباخته يوسف هم
من بودم
زن لوط و زن ابولهب و زن نوح
ملکه سبا
من بودم و
فاطمه زهرا هم من
*
گاه بهشت را زير پايم نهادند و
گاه ناقص العقل و نيمي از مرد خطابم نمودند
گاه سنگبارانم نمودند و
گاه به نامم سوگند ياد کرده و در کنار تنديس مقدسم
اشک ريختند
گاه زندانيم کردند و
گاه با آزادي حضورم جنگيدند و
گاه قرباني غرورم نمودند و
گاه بازيچه خواهشهايم کردند
*
اما حقيقت بودنم را
و نقش عميق کنده کاري شده هستي ام را
بر برگ برگ روزگار
هرگز
منکر نخواهند شد
*
من
مادر نسل انسان ام
من
حوايم، زليخايم، فاطمه ام، خديجه ام
مريمم
من
درست همانند رنگين کمان
رنگ هايي دارم روشن و تيره
و حوا مثل توست اي آدم
اختلاطي از خوب و بد
و خلقتي از خلاقي که مرا
درست همزمان با تو آفريد
*
بياموز
که من
نه از پهلوي چپ ات
بلکه
استوار، رسا و همطراز
با تو
زاده شدم
بياموز که من
مادر اين دهرم و تو
مثل ديگران
زاده من!

 
|||| وروستنۍ ليکنه||||   ||||بله ليکنه ||||
سرپاڼه اړیکې دویبپاڼې په اړه

www.shrang.com
www.aminzay.com
All Rights Reserved
h_aminzay@yahoo.com
هره لیکنه دلیکوال خپل نظردی او خپله دلیکوال اند څرگندوي